دانلود رمان عشق تا جنون

12

عشق تا جنون

تا جنون 1 350x350 - دانلود رمان عشق تا جنون

دانلود رمان عاشقانه از سایت ام رمان

نام رمان : عشق تا جنون

نویسنده: نوشین اصلانی

صفحات:۱۹۱۷

امروز رمان چی بخونم؟

رمان جذاب تیمارستانیها

دانلود رمان الی

دانلود رمان جنایت و مکافات

خلاصه رمان عشق تا جنون:

داستان از یک اتفاق غم انگیز برای دختر قصه سوگند آغاز میشه که بعد از سال ها با صمیمی ترین دوست برادرش که از طرفی هم پسر عمه‌ شون محسوب میشه، توی مراسم فوت آقاجونش توی خونه باغ شون دیدار میکنه. پسر عمه ای که سال ها به خاطر اختلاف بین پدر و مادرهاشون ازش دور بوده و فقط این وسط با سامان ،برادرد سوگند، که از برادر هم بهش نزدیک تره و رفاقت عمیق و برادریشون رو توی این سال ها حفظ کردند، ملاقات می کنه و حالا بعد مدتها به واسطه ی از دست دادن پدربزرگ شون آشتی بین خانواده رخ میده و اتفاقاتی ممنوعه و پر فراز و نشیب که از اولین دیدار بین سوگند و هیربد اتفاق می افته…
عاشقانه ای متفاوت همراه با جذاب ترین صحنه های عاشقانه، اشک های شوق از وصال، اشک های تلخِ جدایی، رفاقت و حرمت ها، آوای خنده های طنین انداز دو عاشق، تقابل عشق و غرور، حس پاک دوست داشتن و دوست داشته شدن، عبور از خط قرمز هایی از جنس حرمت و رفاقت…. داستانی شباهت دار به سام و نرگس معروف اما فقط شباهتی موضوعی و پرداخت و روایتی متفاوت، از یه جایی وقتی همه چیز انگار داره خوب پیش میره و درست میشه یه اتفاق هول انگیز تر هم سد راه عشقی جنون آور میشه و….
اتفاقی که عشق و جنون رو مقابل هم قرار میده…
به قلم نوشین اصلانی

 

قسمتی از رمان عشق تا جنون نوشین اصلانی:

عشق تا جنو ن

۸۰۰

لبخن دی به روش زدم .

-قابلی نداشت، ببینم مادرجون خونست ؟

» . آره، خانم بزرگ خونن «: زبون کوچیکش رو تو ی دهنش چرخوند و با حرکتی به لب هاش که اندازه ی ی ه بند انگشت بودند گفت

دستی ر وی موهای مشکی و لختش کشیدم .

-خب دیگ ه برو بازی تو بکن .

و با اون حرف با شور و شوق در حال ی که شکلات رو باز می کرد ازم دور شد. به طرف ساختمون آقاجون رفتم. مادرجون توی

باغچه ی مستطی لی شکل و نسبتا کوچیکِ جلو ی در مشغول چیدن سب زی بود .

سلام کردم که نگاهش رو بالا گرفت و لبخن دی عری ض تح ویل نگاهم داد. همین که از جاش بلند شد با ذوق خودم رو ت وی بغلش

انداختم و چند تا ماچ آب دار ر وی صورت پر چی ن و چروکش نشوندم. خیل ی دلم براش تنگ شده بود و چند دقیقه ای فقط هم

دیگه رو بغل کرده بودیم. بعد از این که از ش جدا شدم زبون به شِکوه باز کرد و از این که اون اواخر د یر به دیر بهش سر می زنم

اعتراض کرد .

با همون لحن پر اعتراضش موهای ی ک دست س فی د و پنبه مانندش رو که با نسیمی خنک از زیر روسر ی گلدار قهوه ا ی رنگش جا

» ؟ کجای ی تو دخترم یعن ی حت ی دلت برا ی باغ هم دلت تنگ نمی شه «: به جا می شدند داخل جمع کرد و گفت

اله ی قربونتون برم من، به خدا سرم خیلی شلوغ بود ببخش «: با شرمندگی نگاهش کردم و بعد از بوسه ا ی ر وی گونه اش گفتم

» . مادری

با چهره ی مهربونش نگاهم کرد .

-خیلی خب دخترم بیا بر یم داخل.

-چشم اما اول برم وسایلمو بذارم بالا بعد میا م شما برو داخل.

همچنان با نگاه قشنگ و دلنشینش بهم چشم دوخته بود .

-باشه برو دخترم .

بالا رفتم و وسایلم رو به اتاقم بردم .

دانلود رمان

PDF DOWNLOAD

لینک کوتاه

اشتراک گذاری

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاه ها