دانلود رمان طلوع در سرزمین خدایان

0

ام رمان تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

دانلود رمان جذاب طلوع در سرزمین خدایان

در سرزمین خدایان 233x350 - دانلود رمان طلوع در سرزمین خدایان

نام رمان :طلوع در سرزمین خدایان

نویسنده :الی نجفی

تعداد صفحات:

ژانر :رمان تاریخی و عاشقانه

درخواست حذف رمان

خلاصه رمان :

تمدن ایلامیان حدود ده هزار سال قبل بوده است. ایلامی‌ها نسبت به بقیه‌ی اقوام ایران انسان‌های متمدن‌تری بوده‌اند.
ایلامیان نام کشور خود را هلتامتی یعنی سرزمین خدا می‌نامیدند.
این رمان راجع به زندگی یک خانواده‌ی ایلامی و زندگی عاشقانه‌ی دو خواهر در زمان ایلامیان است که هر کدام در شرایط خاص مخصوص به خود زندگی می‌گذرانیدند و همچنین در این رمان آشوری‌ها نقشی پر رنگ داشته و تمامی شخصیت‌های رمان از جمله پادشاهان و شاهزادگان حقیقی بوده و آثار تاریخی نام‌ برده در موزه‌های معروف دنیا در معرض نمایش می‌باشد.

بخشی از رمان:تمدن ایلامیان حدود ده هزار سال قبل بوده است. ایلامی‌ها نسبت به بقیه‌ی اقوام ایران انسان‌های متمدن‌تری بوده‌اند.
ایلامیان نام کشور خود را هلتامتی یعنی سرزمین خدا می‌نامیدند.
این رمان راجع به زندگی یک خانواده‌ی ایلامی و زندگی عاشقانه‌ی دو خواهر در زمان ایلامیان است که هر کدام در شرایط خاص مخصوص به خود زندگی می‌گذرانیدند و همچنین در این رمان آشوری‌ها نقشی پر رنگ داشته و تمامی شخصیت‌های رمان از جمله پادشاهان و شاهزادگان حقیقی بوده و آثار تاریخی نام‌ برده در موزه‌های معروف دنیا در معرض نمایش می‌باشد.ولی او هنوز آماده نبود تا از حسی که به تازگی در درونش شکوفا شده بود با خواهر دو قلویش صحبت کند به همین دلیل بدون اینکه از این جستجو نتیجه ای بدست آورد با پارادانیس راهی خانه شد
در میان تعداد بیشماری از خانه های خشتی و گلی فقط تعدادی از آنها بزرگ و مجلل بودند که متعلق به اشراف زادگان و دوستان شاه اورتاکو بود
خانه ی آنها نیز یکی از خانه های اشرافی شهر شوش بود ،دیوار های خشتی وگلی بلند که در بعضی از قسمتها به آجرهای منقوش مزین شده بود و اتاق های زیادی داشت که درتمامی آنها پنجره هایی رو به حیاط بود و زمین خانه تماما با کاه گل پوشیده شده بود .
برخلاف اکثریت مردم هلتامتی که به صورت گروهی در خانه ها زندگی میکردند ، در خانه ی آنها دختران همراه با پدر و نامادری جوان و زیبای خود و تعدادی از خدمتکاران و ندیمه ها زندگی میکردند تمتی یاشی که بینهایت نگران و دلواپس ایلوان بود سعی میکرد خود را با نخ ریسی سرگرم کند اما از شدت نگرانی هر چند دقیقه یکبار زیر لب خدای شیموت (ایزد جنگ و میانجی )را صدا میکرد و از او سلامت و طول عمر شوهرش را طلب میکرد .
تمتی یاشی مضطرب بود و بدون هیچ تمرکزی نخ ها را از دَشکی جدا میکرد (دَشکی وسیله ای باستانی برای ریسیدن نخ از پشم گوسفندان بوده که تنها شامل دشکی و دوک میشده است) و ندیمه ای که با بادبزنی بزرگ که از پَر پرندگان ساخته شده بود او را باد میزد گاهی به او امید میداد که به زودی ارباب صحیح و سالم به خانه باز میگردد .
با ورود دختران به خانه تمتی یاشی از نخ ریسی دست کشید و با عجله به سمت دختران رفت تا هرچه زود تر از حال ایلوان عزیزش با خبر شود ، زن بیچاره علاوه بر نگرانی برای ایلوان نگرانی دیگری نیز داشت که درباره ی آن سکوت کرده بود و حتی به دختران نیز در اینباره حرفی نزده بود

رمان های پیشنهادی سایت ام رمان به شما:

دانلود رمان دختر عشق دردسر

دانلود رمان دلبر کوچک

دانلود رمان عشقت را دار میزنم

دانلود رمان گناهکاران پاک

دانلود رمان شام مهتاب

 

اگر شما نویسنده این رمان هستید و قصد حذف لینک دانلود را دارید در بخش نظرات یا تماس با ما اعلام بفرمایید

وبسایت ام رمان خود را ملزم به قوانین جمهوری اسلامی ایران می داند ،چنانچه تخلفی در بخش های این رمان مشاهده نمودید سریعا ما را مطلع بفرمایید.

دانلود نسخه پی دی اف

PDF DOWNLOAD

لینک کوتاه

اشتراک گذاری

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید


Warning: Invalid argument supplied for foreach() in /home/mromanir/public_html/wp-includes/class-wp-list-util.php on line 151

دیدگاه ها