دانلود رمان شبنم عشق با لینک مستقیم

2

ام رمان تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

دانلود رمان جذاب شبنم عشق

عشق 233x350 - دانلود رمان شبنم عشق با لینک مستقیم

نام رمان :شبنم عشق

نویسنده :مریم و نازنین

تعداد صفحات:

ژانر :رمان عاشقانه

درخواست حذف رمان

خلاصه رمان :

دانلود رمان شبنم عشق شبنم عشق داستان زندگی یه پسر جوان هست که از اوج به زیر کشیده میشه ولی همیشه سعی خودش میکنه که در مقابل شکستاش خم نشه و …سلام مادر جون عشقم خوب..چشمش به من خورد و همینجور مات به من نگاه میکرد -سلام عسل خانم بعد از چند لحظه به خودش اومد-وای آبتین تو کی اومدی تو که قرار بود فردا بیای

بخشی از رمان:

نگام کرد ته نگاش چیزی بود که من خیلی وقت پیش منتظرش بودم
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا . . .
-نه ببخشید
و با سرعت رفت بیرون چقدر دوست داشت یه روز عسل رو اینجور مهربون ببینم با خودم خودش
نخواست تمام رویاهایی که کنارش داشتمو خ*ر*ا*ب کرد چشمام داشت گرم میشد دیدم یه
چیزی داره رو صورتم راه میره فکر کردم حشره ایی چیزیه پریدم بالا قیافه خبیث و شیطون
شایان رو دیدم یه پرم دستش بود یه کم تو سر وکله هم زدیم خوابیدیم داشتم کم کم فراموش
میکردم نمیدونم شایدم کنار اومده بودم و قبول کرده بودم سرنوشتم این حالت تهاجمی که
نسبت به فامیلم داشتم کمترشده بود.
خواب بودم که احساس کردم صورتم خیس شد چشمامو باز کردم علی و شایان و فرشید بالی
سرم بودن شایان دستشو تا ته کرده بود تو پارچ آب میریخت رو صورت من سریع بلند شدم تا
اومد فرار کنه پارچ آب خالی کردم رو سرش یه صبح خوب شروعش که خوب بود. ساعت پنج
صبح بود همه بچه ها تو حیاط بودیم که شروین تماس گرفت گفت جلو در رفتیم جلو در دست
دادم باهاش دیدم شبنمم تو ماشین میدونستم دیروز تند رفتم رفتم کنار ماشینشون
-سلام صبح بخیرشبنم خانم
– سلام صبح بخیر
-ببخشید بابت دیروز تند رفتم
و از ماشین دور شدم . بچه ها تقریبا شروین رو میشناختن با شبنمم آشنا شدن. قرار شد فرشید
و نامزدش سحر با رویا و نادیا با یه ماشین علی و عسل و شیرین و شایانم با یه ماشین منم برم تو
ماشین شروین ولی دلم راضی نبود با حرف شبنم بازم برم تو ماشین اونا رفتم سمت ماشین
فرشید که با اونا بیام که یکی دستمو گرفت. شروین بود
-مگه با ما نمیای؟
-چه فرقی داره جا هست تو ماشین فرشید

-شبنم بهم گفت چی شده باور کن شوخی کرده این دختره بعضی وقتا نمیفهمه چی میگه من
معذرت میخوام
-اینجوری نگو من تند رفتم
– خب پس بیا
رفتیم سمت ماشین شبنم میخواست پیاده بشه بره عقب نذاشتم درعقب باز کردم نشستم
حرکت کردیم هیچکس حرفی نمیزد شبنم کوله پشتیشو باز کرد و یه بسته از توش بیرون آورد و
گرفت جلو من ساندویچ بود گرفتم ازش که این وجدان دردی که داشت کمتر بشه دختر خنگ.
رسیدیم کوه و دسته جمعی رفتیم بالا همینجور که میرفتیم بالا متوجه کوله شبنم شدم نمیدونم
چی بود داخلش اینقدر سنگین نشون میده قدما تند کردم رفتم کنارش گفتم کوله رو بده با
تعجب نگام کرد کولشو داد انداختم رو دوشم و حرکت کردیم این دختر چه جوری میخواست با
این بره بالا و به خاطر همین رفتار انسان دوستانم نگاه عصبی عسل رو به جون خریدم.
یه جای مناسب برای نشستن پیدا کردیم ونشستیم . شبنم اومد کنارم نشست . کوله رو گرفت از
داخلش فلاکس چایی در اورد برای همه ریخت واقعا چسبید یکساعتی اون بالا بودیم صبحانه
خوردیم خیلی خوش گذشت. و این وسط متوجه نگاه های عسل و شبنم بهم بودم که هیچ نشان
دوستی نداشت خدا به دادم برسه. نمیدونم چه حسی بود که داشتم به شبنم پیدا میکردم
بودنش بهم آرامش می داد. دوست داشتم حمایتش کنم نمیخواستم آسیب ببینه. موقعی
میخواستیم بریم پایین خودم کوله شبنم رو برداشتم عسل اومد کنارم
-برادرش چلاقه که تو کوله رو برمیداری؟شایدم شغل جدیدته
بازم تحقیر بازم سرکوفت نمیخواستم روز خوبمو با چرندیات عسل خ*ر*ا*ب کنم بیخیال از
کنارش گذشتم رسیدم به شبنم و شروین گوشی شروین زنگ خورد قدماشو تندتر کرد جلوتر از
ما رفت با گوشیش حرف میزد نامرد مشکوک میزنه تهش در میارم ببینم چه خبر موقع پایین
اومدن از کوه یه کم سخت بود. اروم میومدیم پایین یه سنگ ریزه از زیرپای شبنم در رفت خورد
زمین
-چی شد شبنم حالت خوبه

رمان های پیشنهادی سایت ام رمان به شما:

رمان اربابی در ایران قدیم

رمان این عشقه یا هوس مسیحه زادخو

رمان خط و نشان مسیحه زادخو

دانلود رمان طلوع در سرزمین خدایان

دانلود رمان دختر عشق دردسر

اگر شما نویسنده این رمان هستید و قصد حذف لینک دانلود را دارید در بخش نظرات یا تماس با ما اعلام بفرمایید

وبسایت ام رمان خود را ملزم به قوانین جمهوری اسلامی ایران می داند ،چنانچه تخلفی در بخش های این رمان مشاهده نمودید سریعا ما را مطلع بفرمایید.

دانلود نسخه پی دی اف

PDF DOWNLOAD

لینک کوتاه

اشتراک گذاری

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

برچسب ها

دیدگاه ها