داستان برترین وقتی عقرب نیشم زد

0

داستان برترین وقتی عقرب نیشم زد

303x400 - داستان برترین وقتی عقرب نیشم زد

1 - داستان برترین وقتی عقرب نیشم زد نام داستان : وقتی عقرب نیشم زد

2 - داستان برترین وقتی عقرب نیشم زد نویسنده :نرگس شرهانی

3 - داستان برترین وقتی عقرب نیشم زد تعداد صفحات  : ۱۵

nf2u75 e1561897795595 - داستان برترین وقتی عقرب نیشم زد فرمت دانلود رمان : APK (اندرویدی ) PDF (برای کامپیوتر ، تبلت و …)

5 - داستان برترین وقتی عقرب نیشم زد ژانر : داستان کوتاه

خلاصه داستان:

زیر اجاق را کم کردم و با نالهی عزیزه ، کرکابم و پایم کردم و به حیاط دویدم. عزیزه خواهرم دراز کشیده بود و مامانم که شله را روی سرش با یه سنجاق طلا بسته و ماکسی سورمهای تناش کرده بود، به نخل تکیه داده و با دست خالکوبی شدهاش قلیان دود میکرد. از دیروز که عزیزه را از بیمارستان آورده بودیم، فقط ناله میکرد. از اینطرف هم صدای بچهها توی کوچه به مغزم کوپ کوپ میکرد. از سبد گوشهی آشپزخانه شیر گاو جوشیده را در کاسه ریختم و با یک تکه نان پیش عزیزه برگشتم. سرش را بلند کردم و کمکم شیر به او خوراندم و یک تکه نان کوچک دهانش گذاشتم. جانی گرفت و گفت: چرا ای طوری شدوم و اینقد درد داروم؟ مامان گفت:

 

دانلود با فرمت pdf
DOWNLOAD

دانلود با فرمت APK

DOWNLOAD

لینک کوتاه

اشتراک گذاری

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید


Warning: Invalid argument supplied for foreach() in /home/mromanir/public_html/wp-includes/class-wp-list-util.php on line 151

دیدگاه ها